قتل سفیانی
موضوع: سه شنبه 18 اسفند 1388 03:03 ب.ظ

یکی از فرماندهان سپاه حضرت مهدی(ع) است که سفیانی را دستگیر می کند. سپاه حضرت مهدی(ع) از طریق فلسطین شرقی عازم عراق می شود. در کرانه های دریاچه طبریه با سپاه سفیانی روبه رو می شوند که از عراق برمیگردد. جنگ سختی میان دو سپاه درمیگیرد که سفیانی در آن شکست می خورد و همه سپاهیانش در آنجا کشته می شوند و فقط خودش می ماند. یکی از یاران امام به نام صیاح( و یا صباح ) با گروهی از سپاهیان بر او می تازند و او را دستگیر میکنند و به محضر امام می آورند. هنگامی او را می آورند که امام مشغول نماز عشاء هستند. نمازشان را تخفیف می دهند و به طرف او برمی گردند. سفیانی می گوید: ای پسر عمو! مرا آزاد کن و برای خودت نگه دار، تا یکی از یاران تو باشم. حضرت به اصحاب می فرماید: درباره او و سخنانش چه می گویید؟ همگی می گویند: به خدا سوگند کمتر از قتل او راضی نمی شویم. او چقدر خون ریخته و چقدر به حریم جان و مال و ناموس مردم تجاوز کرده است و انتظار عضو دارد! حضرت مهدی(ع) می فرماید: هرچه میخواهید انجام دهید. گروهی از یاران او را میگیرند و روی سنگی در کرانه دریاچه طبریه می خوابانند و همانند گوسفند او را ذبح می کنند.(1)

 

پی نوشت:

1. روزگار رهایی، ج2، ص1135.

 


به اشتراک گذاری:
ارسال به: داغ کن - کلوب دات کام دنباله

بازدید : مرتبه
نوشته شده توسط محمدرضا | لینک ثابت | نظرات ()



Copyright - ghest.mihanblog.com