باز میگویم از ارامش خانه تو
موضوع: چهارشنبه 8 مهر 1388 12:29 ب.ظ

باز میگویم از ارامش خانه تو 


رسید باز شب و سوی خانه برگشتم          شکسته بال به این آشیانه برگشتم

در امید به رویم باز کن تو ای مهدی    که نا امید زهر آشیانه برگشتم

به هر سرا که گذشتم ز هجر غم تو نسیم       دوباره دامن خالی سوی خانه برگشتم


چنان درون قفس تنگ شد دل من        که باز ،سوی خانه عاشقانه برگشتم


به هر سرا که پریدم پری چو مرغ غریب       زبیم دام و قفس سوی لانه برگشتم


باز میگویم از آرامش خانه تو          فاش میگویم از آرامش خانه تو


البته این شعر رو خودم گفتم.بنابراین انتظار نداشته باشد شعر خوب و توپی باشه.برا تنوع مطالب اینم نوشتم.منتظر نظراتتون هستم کماکان.



منبع:
http://ghest.blogfa.com
به اشتراک گذاری:
ارسال به: داغ کن - کلوب دات کام دنباله

بازدید : مرتبه
نوشته شده توسط محمدرضا | لینک ثابت | نظرات ()



Copyright - ghest.mihanblog.com