گو در پس اینهمه ابر چه میکنی؟
موضوع: جمعه 1 آبان 1388 10:03 ق.ظ
 

گو در پس اینهمه ابر...چه می کنی؟؟
بگو نگاه نگرانت را به کدام سو دوخته ای ؟و به چه می اندیشی ؟
وقتی که من مدعی دوستی تو ، فراموشت می کنم و لابلای صفحه های زندگی،

جا می مانم... می دانم...

می دانم تا بحال صد هزار بار مرا و چو مرا در اینحال دیده ای ....!
روزهای بی سایه ام شبهای بی ستاره ام را دیده ای
شرم می کنم که بگویم دل در سر زلف تو دوخته ام...

اینگونه لحظه هایم را بی تو به سر می کنم...وناگهان می بینم که چقدر بی تو، رفته ام

.بی آنکه لحظه ای نگاه کنم به پس سر...

کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو؟

يابن الحسن خسته ام......خسته ی نبودنت......خسته از روزهایی که

 بی تو شب می شود و ‏شبهایی که بی تو می گذرد.تا که طلوعی و غروبی دیگر

 بیایند و باز هم گذر زمانها که ‏بی تو می گذرد.می گذرد....می گذرد و باز هم می گذرد‏

 

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج ....

----------------------------

برگرفته از وبلاگhttp://1277.blogfa.com



منبع:
http://ghest.blogfa.com
به اشتراک گذاری:
ارسال به: داغ کن - کلوب دات کام دنباله

بازدید : مرتبه
نوشته شده توسط محمدرضا | لینک ثابت | نظرات ()



Copyright - ghest.mihanblog.com